بایگانی

Archive for the ‘نقل قول’ Category

عشق کاغذی،عشق حقیقی

عشق کاغذی،

به گُل کاغذی می ماند.

عشق حقیقی،

شبیه گل واقعی ست.

زنده است. می بالد.

گل واقعی،

در توفان پرپر می شود.

گل واقعی،

حساس است. لطیف است.

گل واقعی،

ثابت و یکنواخت و جامد نیست.

گل واقعی،

شکننده نیز هست.

عشق، چالش آفرین است،

اما اگر خاطر ِ تو مجموع باشد

و تو به مرکز ِ وجود خویش عنایت داشته باشی،

این چالش ها گام های عشق تو را تواناتر می سازند.

چالش های زندگی،

ریشه های هستی ِ تو را عمیق تر

و بال های حضور تو را در جهان، گسترده تر می کنند.

اوشو/ عشق پرنده ای آزاد و رها

Advertisements

وظیفه ی پدر و مادری

09/11/2010 ۱ دیدگاه

دیشب که نشد مرورهایی که از شوک آینده داشتم را دسته بندی کنم، بحث جالبی را تافلر با عنوان خانواده های گسسته بیان می کند که جزئیات خواندنی زیادی دارد و مستلزم آن است که یک به یک بررسی شود، اما آنچه که به اختصار می خواهم از این بخش بگویم در رابطه با » والدین بیولوژیک و والدین حرفه ای» است.

او می گوید: » به هر حال پرورش کودک مستلزم مهارتهایی است که به هیچ وجه همگان از آن برخوردار نیستند. ما اجازه نمی دهیم هرکس دلش خواست دست به عمل جراحی مغز بزند و به همین طریق نمی گذاریم هرکس به فروش سهام و اوراق بهادار بپردازد. حتی دون پایه ترین کارمندان کشور را امتحان می کنند تا میزان صلاحیتشان را برای کار بسنجند. اما عملاً به هرکس، بدون در نظر گرفتن صلاحیت ذهنی و اخلاقی او، اجازه داده ایم صرفاً بر اساس رابطه ی بیولوژیکی، خود را در پرورش موجودات بشری امتحان کند. با آنکه این کار روز به روز پیچیده تر می شود، ولی وظیفه ی پدر و مادری همچنان در انحصار افراد غیر حرفه ای قرار دارد.

وقتی نظام کنونی دچار تزلزل می شود و شکاف برمی دارد و انقلاب فرا صنعتی زندگی ما را در می نوردد، وقتی بر سپاه جوانان بزهکار روز به روز افزوده می شود، وقتی صدها هزار جوان از خانه فرار می کنند و دانشجویان در تمام کشورهای پیشرفته دانشگاهها را به آشوب می کشانند، باید منتظر آن باشیم که سر و صدای پایان دادن به کار و وظیفه ی پدر و مادر شدن که حالت تفننی و غیر حرفه ای پیدا کرده هرچه بلندتر و رساتر شود.»

تمامی نظریه ها  و کتابها و نویسندگان را هم که نادیده بگیریم، یک نگاه اجمالی به پدر و مادرهایی که در دهه های کنونی پدر و مادر شده اند می تواند این مسئله را به خوبی روشن کند که وظیفه ی پدر و مادری را بسیار ساده انگاشته ایم، اینطور نیست؟

family

عشق؛ میوه ممنوعه؟

Love

دنیایی که ازدواج در آن به جای آنکه همیشگی باشد موقت می شود، دنیایی که در آن زندگی های خانوادگی متنوع و رنگارنگ می شود، افراد همجنس را در نقش والدین می پذیرند، و بازنشستگان به بزرگ کردن و پرورش بچه ها مشغول شوند، چنین دنیایی با دنیای ما بسیار متفاوت خواهد بود. امروز از همه ی پسرها و دخترها انتظار می رود که برای تمام عمر خود همدمهایی بیابند. در دنیای فردا تنها ماندن را تقبیح نخواهند کرد. همچنین زوجها مجبور نیستند مثل بسیاری از زوج های امروز، در قید و بند ازدواجی که بوی گندش به آسمان رفته، خود را محصور و اسیر کنند. در دنیای فردا، طلاق، در صورتی که امکانات و ترتیبات درست و مسئولانه ای برای کودکان در نظر گرفته شود، کاری آسان خواهد بود. در واقع با شکل گرفتن پدیده ای به نام پدر و مادر حرفه ای، که زن و شوهر می توانند با توجه به آن مسئولیت پدر و مادری خود را به افراد دیگری بسپرند و ناچار نخواهند شد خود را همچنان در قفس یک ازدواج نفرت آور زندانی کنند، تعداد طلاق ها بسیار افزایش خواهد یافت. وقتی این فشار نیرومند خارجی از میان برداشته شود، کسانی که در کنار هم می مانند کسانی هستند که دلشان می خواهد در کنار هم باشند؛ اینان کسانی هستند که ازدواج برایشان ارضا کننده است و جنبه آرمانی دارد،

و خلاصه ی کلام آنکه به یکدیگر عشق می ورزند.

شوک آینده،الوین تافلر

پ.ن: در ادامه پست قبل این بخش از کتاب هم قابل تآمل بود، به نظر من دردسرهای عصر نوین قابل شمارش نیست و دگرگونی، همه چیز را متزلزل کرده اما همیشه راهی هست…ترجیح می دهم این دگرگونی ها را از زبان تافلر بگویم که چه زیبا در سال 1960 ویرانی ها و تغییرات امروز را در غالب شوک آینده بیان نموده است.

ازدواج:اعلان پایان؟

WE

حتی اشخاص جوان که با شور و حرارت بسیار در پی آنند تا به مردم و آرمانهای خاصی عمیقاً دل ببندند، به نیرویی که همه چیز را بسوی ناپایداری سوق می دهد واقف هستند.مثلاً یک دختر جوان سیاهپوست و عضو فعال تساوی حقوق مدنی و اجتماعی دیدگاهش را در مورد زمان و ازدواج چنین بیان می کند:

» در دنیای سفیدپوستان ازدواج همیشه مثل   اعلان پایان  است که در انتهای فیلمهای سینمایی بر پرده نقش می شود.من علاقه ای به این نوع زندگی ندارم.این که من همه ی عمرم را برای خاطر وعده و قراردادی هدر بدهم برایم قابل تصور نیست.ممکن است من الان بخواهم ازدواج کنم، ولی از یک سال بعد چه خبر دارم؟ این به معنی بی احترامی به نهاد ازدواج نیست، بلکه نهایت احترام به آن است.در جنبشی که برای تساوی حقوق اجتماعی به راه افتاده است انسان باید برای چیزها و امور موقت نیز شامه ی تیزی داشته باشد و بتواند تا وقتی که جریان ادامه می یابد آن را خوشایند سازد و از آن استفاده کند.در روابط قراردادی و سنتی، زمان مثل زندان است.»

داشتن اینگونه دیدگاهها فقط به جوانان، یا به تعدادی افراد انگشت شمار و یا فعالان س.ی.ا.س.ی محدود نمی شود.وقتی که تازگی و تجدد به تمام ارکان جامعه رسوخ می کند و سطح ناپایداری روزبه روز بالاتر می رود اینگونه نظرها رواج می یابد و به همه جا سرایت می کند و همراه با آن تعداد ازدواجهای موقت و سپس ازدواجهای پی در پی، بالا می رود.

پ.ن1: بخشی از کتاب  مورد علاقه ام؛ «شوک آینده»، الوین تافلر

پ.ن2: دیدگاهها و افکاری که از سایرین مطالعه شده و برایم قابل توجه است در «نقل قول» دسته بندی خواهد شد.