بایگانی

Archive for نوامبر 2012

بازگشته ام.

بازگشته ام بی آنکه جایی بوده باشم. بازگشته ام شاید از خودم به خودم. همین که آمده ام جایی برای خودم دوباره نویسی کنم زندگی ام را یعنی خودم را خواسته ام، یعنی طلب. آن قدرها هم که فکر می کردم جوان نبودم، یک ساعت است که قسم آسمان و زمین و اولین شماره و اولین معلم و جد و آبادم را جلوی چشم گوگل آورده ام تا پسورد ایمیل بلاگ و پس از آن هم پسورد بلاگ را بیابم! خنده داری فراموشی و مشغله ام در حدی بود که اصلاً ایمیلی که برای بلاگ داده بودم را یادم نمی آمد! دیشب اکانت فیس بوکم را دی اکتیو کردم، تا همان زمان اندک گشتن در زندگی اطرافیانم را در خودم بگردم و بتوانم بیشتر بنویسم. محتاج دوباره یافتن خودمم. رهایی، رویا، زندگی…

سلام، همین.

Advertisements
دسته‌ها:روزانه های من

چه کسی مرا می شنود؟

آی آدم ها، با شمایم! کسی اینجا هست؟ نه اینجا نه، کنارم، نه حتی مقابلم؟ هیچ کس؟ نه دشمنی نه دوستی نه همراهی، نه شنونده ای حتی! دلم تنگ است، همه بی بهانه می آیند و پربهانه می روند. در جستجوی دوستم، می دانم هست، به یاری و مهر آدم ها اعتماد دارم، اما چندی ست که گم شده ام. حرفی سخنی حتی دردی باب میلم یافت می نشود. درد مشترک داریم و سکوت می کنیم، پنهانش می کنیم و راحت از کنار هم می گذریم. اما درد من درد ِ بی نهایت است، درد دور شدن از خودم. درد ِ رهایی… آی آدم ها، هیچ کس نیست؟….

دسته‌ها:دسته بندی نشده