بایگانی

Archive for مه 2011

بازگشت به زمزمه های تنهایی

بلاگم عجیب خاک خورده؛ این روزها بیشتر توی خونه ی همدم می نویسم و اینجا نتونستم بیام، این روزها متفاوت از همیشه درگیر دنیای دو نفره شدم.درگیر دردونه ای که دیگه نمی تونم انکارش کنم، درگیر همه ی روزهای پیش رو، و با همه ی دغدغه های عجیب و غریبم آماده شدن برای مرحله ی دوم کنکور هم شروع شد. یه جورایی احساس می کنم شتاب زندگی ام بیشتر از همیشه شده و حسابی مبهوت و گیجم. دوماه آغازین سال جدید روزهای پر هیاهویی رو تجریه کردم روزهایی که کودکانه به دنبال انکار همه چی پافشاری می کردم، انکار خودم، زندگی، عقایدم و مهم تر از همه انکار مردی که با همه ی وجود سعی داره پررنگ ترین اتفاق زندگی من بشه.

هرروز که بیدار می شدم اولین چیزی که بهش فکر می کردم انتخاب دردونه بود، انتخاب همه ی چیزهایی که شاید بزرگ ترین انتخاب هر آدمی باشه. ناپایدار ترین روزها رو دارم تجربه می کنم اما هرچی زمان می گذره احساس بهتری دارم و آروم تر میشم، این روزها حس همه ی روزهایی رو داره که یکی از دوراه رو انتخاب کردم حس همه ی خطر کردن هایم، حس همه ی روزهایی که راه خودم را رفتم و سکوت کردم در برابر همه ی حرف هایی که زمزمه می شد…

Advertisements
دسته‌ها:روزانه های من