ای کاش!

  • ای کاش به جای این همه درس و طراحی و رنگ و ماکت و شب بیداری، لوله کشی یاد داشتم و این طور بود که زودتر و با امتیاز بیشتری در لیست مهاجرت نیوزلند قرار می گرفتم!
  • ای کاش عاشق و دیوانه و کله شق و دختری 13 ساله بودم، تا می شد هرروز یواشکی با دردونه توی خیابون ها سرگردون بودم و لذت تجربه های عاشقانه ی بی اساس همه ی بغض هایم را می پوشاند.
  • ای کاش دختری زشت و چاق و بی سواد و بی ادب بودم و والدینم از همان روزی که دنیا آمدم آرزوی این را داشتند که زود از شرم خلاص شوند.
  • ای کاش دردونه یک آدم بی نهایت نفهم بود و هروز دعوا می کردیم و قهر می کردم و بهانه ای برای این گریه های همیشگی داشتم!
  • ای کاش هرگز با دردونه آشنا نمی شدم و کسی نبود که دلتنگی های هرروزه ام را آرام کند و آنقدر می رفتم تا ته این بی قراری ها را ببینم کجاست.
  • ای کاش خدا رو دوست نداشتم و مثل همه ی آن هایی که اعتقادی به بودن مهربانش ندارند فریاد می زدم که هیچ کسی نیست که مرا ببیند.
  • ای کاش اینقدر به هم ریخته نبودم که ای کاش های احمقانه ام را اینجا بنویسم، و عجیب که در اوج دیوانگی ام منطقم رهایم نمی کند و ای کاش همین ای کاش آخرم برآورده شود…
  • ای کاش ای کاشی نبود…
Advertisements
دسته‌ها:دسته بندی نشده
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: