خانه > نسوان جماعت, دردسر های اکتسابی > اتاق ِ کج و بهانه های بنی اسرائیل!

اتاق ِ کج و بهانه های بنی اسرائیل!

این روزها حسابی درگیر خودم و مشکلاتم شدم و گودری صفر نمی شود، فیس بوکی ترکونده نمی شود و خلاصه اندکی بچه مثبت شده ام و از اخبار کمی دور شده ام اما می خواهم چند خطی بنویسم به بهانه ی روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان که گذشت و پچ پچ هایی که چند وقت است به گوش می رسد از ازدواج موقت و مجدد و خلاصه، گویی ازدواج دیگر چنگی به دل نمی زند که به دنبال متنوع شدنش افتاده اند! این دورهای باطل همان حکایت اتاق کج است و نرقصیدن! خشونت هم تنها کتک نیست، مردی که زنی را موقتاً می خواهد اما از ترس خدایش و حرف مردمش مهر قانون به هوسش می زند، مردی که زنش دلش را زده چون آنقدر برایش آشپزی کرده و بچه بزرگ کرده که دیگر از قیافه افتاده و رنگ و بوی دیگران را ندارد و راضی است از قانونی که تجدید می کند زن را… تمامی شان خشونت را دارند و قربانی می کنند روح های لطیف را، نابود می کنند آرزوهای یخ زده را…نمی گویم ازدواج خوب است یا بد، فقط این را می دانم پسوندهایی که به دنبالش می چسبانند بدون ازدواج هم رسیدنی ست و روی سخنم با مردهای متمدنی ست که به ظاهر حتی خودشان هم پیرو این روزها و مراسمات به نفع زنان هستند و خشونت را نفی می کنند با این حال ظلمی چندین برابر آن نثار زنان می کنند، آری آن خدایی که به اسم او و ترسش مهر شرع بر هوس هایتان می زنید، همین نزدیکی ست، کنار اشک های زنانی که این روزها بی صداتر از همیشه می ریزد…

Advertisements
  1. 11/28/2010 در 14:48

    اون اوایل که این بحث راه افتاد من خوندمش،باور کنید یه ذره جوزدگی هم در برابر این طرح وجود داره-با ازدواج موقت کاری ندارم که تو کتم نمیره کلا،منظورم همین طرح حمایت از خانوادست-در وهله ی اول که چند تا بند اضافی داشت و خیلی جالبه در این حافظه نابود شدنم کلاً یادمنمیاد چی بود،خود من جز کسانی بودم که علیهش امضا دادم،به طور مکتوب چون اعتقاد دارم اگر کاری قراره برای زن ها بشه باید از مردها شروع بشه!اما در حالت جدیدی که ازش ارائه دادن بهتر شد و این چیزایی که شما ازش نوشتید زیاد در اون بحث نمی گنجید؛اینایی که شما نوشتید بیشتر مربوط به خلق و خو و منش مردسلارانه ی ایست که سال ها طول می کشد تا کاملآً از بین برود-که خیلی کم شده به نظرم-مزایایی هم داره و انقدر تاریک نیست.
    البته باز هم می گم من هر چی یادم میومد در این ضیه از ذهنم پریده،دارم آلزایمری میشم و فقط یادمه زمانی که خوندم به دور از حب و بغض طرح آنچنانی نبود!

    • 11/28/2010 در 18:34

      جو زدگی رو قبول دارم، اما قبول کن که واسه زن هایی که توی فاز تحلیل و چند و چون ماجرا نیستند این پچ پچ ها یه کم دردناکه یه کم آزار دهنده است، به خودت و من و تفکرات دور و برمون نگاه نکن، پست رو واسه اونایی گذاشتم که نمی دونم برخورد داشتی باهاشون یا نه اما توی سال 2010 هنوز مثل مامان بزرگ های ما باهاشون رفتار میشه!
      در ضمن مرسی که حامی زن هایی :)

  2. 11/28/2010 در 16:43

    اااا من تا حالا تو رو کشف نکرده بودم

  3. 11/30/2010 در 09:15

    اهان دو زاریم الان افتاد کامنتت رو که خوندم تو بخش خل خلی…فهمیدم کی هستی.خیلی کار خوبی کردی وبلاگ تکی راه انداختی..بخصوص که حیف این همه استعداد در نوشتنه که هرز بره.یادت باشه به من که سر می زنی لینک بذار که من بهت لینک بدم

    • 11/30/2010 در 14:57

      :)
      مرسی از لطفتون، البته بلاگ دوتایی هم یه جورایی کیف داره، اما این احساس های درونی من نیاز به یک فضای بی حصار داشت :) خسته از دانشگاه اومدم خونه کلی انرژی مثبت گرفتم با این کامنت :)

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: