خانه > ثانیه های بی قرار, رهایی > ز بند غم ایام …

ز بند غم ایام …

همیشه شروع هر مسیری سخت بوده و پر هیاهو، از ورزش و حرکت های بدن سازی و شیرجه درون آب، تا انتخاب شغل و رشته و تصمیم های بزرگ تر… اضطراب، وسوسه، تردید، هیجان، فکر، خیال و هزار و یک حس بی ربط و با ربط. همیشه اول جاده ای که ناشناخته است، تردید هست و شوق رسیدن. جاده های زیادی را آغاز کرده ام به رفتن و تردیدها و اشتیاق های فراوانی را تجربه کرده ام… همیشه خدا را برای یاری طلب کرده ام و هیچ گاه تنهایم نگذاشته.

سفر پر هیاهو و مشتاقانه ای را خواهم آغاز کرد که تردید دارم و شوق رسیدن، چونان همیشه اما پرشورتر، مطمئن تر و تنهاتر… ایمان دارم به «خدایی که در این نزدیکی ست»… خواهد دید توشه ی سفرم را و همراه ِ بودنم خواهد بود… ایمان دارم به لحظه های بودنم، به همه ی آنچه که خواهد برایم بود چرا که ؛

«هاتف آن روز به من مژده این دولت داد…که بدان جور و جفا صبروثباتم دادند»

Advertisements
  1. 11/20/2010 در 20:08

    چند روز پیش در نوشته ام ازش استفاده کردم،از این مفهوم : وقتی صبر می کنی و توان و تحمل داری بدون که راهت درسته…
    موفق باشید؛به خوب تکیه گاهی تکیه زدید!

    • 11/22/2010 در 18:12

      آره رفتم دوباره خوندمش،
      مرسی، دعا یادتون نره، به زودی بر می گردم …

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: