خانه > نِق نوشت, روزانه های من > ثبت نام ارشد، خواندنش پیشکش!

ثبت نام ارشد، خواندنش پیشکش!

من هی بگویم با این اوضاع و احوال و فرهنگ ِ بی فرهنگی نمی شود آرام زیست، هی بگویید فرار مغزها و تهاجم فرهنگی! هی من بگویم دَمَت گرم دردانه جان با این برنامه ی بلند مدتی که روزی خواهیم رفت، هی بقیه بگویند اینجا چه ندارد که آنجا دارد. این آنجا حالا درست است که برای ما سرزمین دیگر است، اما به نظرم کم ِ کمش آنجا یک کویر دور افتاده توی همین سرزمین هم باشد راضی هستم، همین که ازاین آدم های عجیب دور باشیم برایم کافی ست، آدم هایی که مجبوری با آن ها باشی، دلم می خواهد جایی باشم که همسایه هایم را خودم انتخاب کنم، معاشرتم از روی دوست داشتن باشد، نه اجبار!

بگذریم؛ آمدم بگویم ما که درس نمی شود بخوانیم، پیشکش، بعد از سه شب متوالی آمد و شد مهمان های ناخوانده،  بالاخره دیشب با دردانه جان ارشد ثبت نام کردم، اول رشته ی خودم، و رشته ی دوم را هم مهندسی طراحی محیط زیست شرکت کردم، خدا را چه دیدی شاید قبول شدم! حالا بماند که این کارت دانشجویی ارشد دردانه جان کمی القاء احساس های فخرفروشانه را در ما بیدار می کند، اما چشم و هم چشمی که نداریم! فقط گفتیم در مسیر پله های ترقی تنها نباشد، والا!

Advertisements
  1. 11/08/2010 در 00:14

    من هر چی فکر کردم دیدم سربازی رفتن فعلاً بهتره تا ارشد خوندن ولی خداییش درس خوندن لذت بخش و مورد علاقه یکی از لذت های بزرگ زندگیه…بخونید که نوش جونتون:)

    • 11/08/2010 در 17:27

      آره، اون خدمت اجباری که هرچی زودتر از شرش خلاص بشی بهتره؛ انشاا… ارشد هم میرین
      مرسی:)

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: