خانه > حس ِ زندگی, دنیای ID > رقص ِنانوا!

رقص ِنانوا!

بر حسب اتفاق امروز عصر رفتم برای خرید روزانه؛ توی صف نان منتظر بودم تا نوبتم شود و مثل همیشه که این افکار من آرام سر ِ جایشان نمی نشینند باز رفتم توی فکر طراحی یک نانوایی ارگونومیک، چیزی که چند وقتیست ذهنم را درگیر کرده، نانی که از گرسنه و سیر و فقیر و غنی به هرنوعی، روزی، سالی، ماهی به هر حال با آن درگیرند به نظرم توجهی بهش نشده! و از وقتی یادم می آید که دبستان بودم و نانوایی در مسیر مدرسه هم همان بساطی را برای سرد کردن و بردن نان داشت  تا به الان هم همان! توی همین افکار رفع ِ مشکلی غوطه ور بودم که توجه رفتارهای متصدیان نانوایی توجهم را جلب کرد، ریتمی که همه با هم اجرایش می کردند و تنوعی که در حرکتشان بود، چرخشی که از خمیر یک نان تا پختش بارها تکرار می شد و بین همه ی آنها حالت رقص گونه ی کسی که خمیر باز شده را داخل ماشین پخت می گذاشت از همه برایم جالبتر بود. رقصی که شاید خودش چندان به آن توجهی نمی کرد و من هم در ابتدا فکر کردم خیالاتی شدم ولی واقعاٌ رقص بود! رقصی که تکرار می شد و ریتمی داشت که کل چرخش تهیه ی نان را تکمیل می کرد و به نظرم از همه ی آن هایی که با هم این چرخه را تکمیل می کردند آنکه نان را از آخر از دستگاه گرفته و تحویل مشتری می داد از همه بی رمق تر و بی حس تر بود و انگار که در ریتم آنها نبود وهماهنگی باهم بودنشان شامل او نمی شد شاید به این دلیل که آنها با خمیر نان سروکار داشتند و او با مزدی که دریافت می کرد و سرش توی حساب و کتاب گرم بود و مثل من خجسته دل نبود که توجهی به این چیزها کند!

رفتارهای گذرایی که از آن ها دیدم و افکاری که برای طراحی کنار هم چیده بودم سرهم نمی شد، انگار که موضوع پیچیده تر از آن بود و به نظرم نیاز به یک نیازشناسی اساسی دارد، و شاید برای همین است که تغییر ِ خاصی در ظاهر یک نانوایی صورت نمی گیرد، شاید برای آن هایی که مدتی را باید منتظر بمانند، تماشای این ریتم هماهنگ لذت بخش باشد شاید هم نه، اما به نظرم اعتماد و حس خاصی را از پروسه ی تولید محصولی که هرروز مقابل چشم مصرف کننده تکرار می شود ایجاد می کند و شاید بعضی فضاها بهتر است که ناب بماند، شاید مکانیزه کردن کامل یک نانوایی و یا تعبیه دکوراسیون مدرن حتی اگر به لحاظ طراحی و تطابقش با فرهنگ و رفتار و تمامی زوایا هم انجام شود، به مهم ترین شاخصه ی نان که همیشه به نام برکت خوانده شده لطمه وارد کند.

این شد که عمیق تر به موضوع نگاه کردم و زیبایی ِ طراحی یک نانوایی را حفظ حالت سنتی و حضور ریتم تهیه ی نان دانستم و در یک رفتارشناسی تمام و کمال حتماً طرح یک نانوایی اصیل و بی مشکل را خواهم ریخت.

پ.ن: پیشنهاد می کنم اگر برای خرید نان گذرتان افتاد به آن ریتم دلنشین به گونه ای دیگر نیم نگاهی بیاندازید.

Advertisements
  1. متهم ردیف اول
    10/04/2010 در 00:09

    عجب نگاه تیزی
    والا من که نون نمیخرم به عمرم
    ولی تا جایی که خبر دارم مردا تو نانوایی فقط عجله و دعوا دارن
    :)
    ایشالا نون صنعتی میاد. شما هم به آرزوتون میرسین

    • 10/06/2010 در 00:09

      مرسی،
      امیدوارم به زودی این ریتم زیبا رو هرروز مشاهده کنی :-)

  2. ترانه
    10/04/2010 در 05:58

    وای چه توصیف قشنگی داشتی از این روند.من این نانوائیهای سنتی رو بیشتر می پسندم.وقتی آدم میره از مغازه نان میخره خیلی بیمزه است.منکه همیشه سردم میشه.چون داغی و بوی نان تازه یک حس دیگه است که حس گرما به آدم میده مخصوصا تو زمستون.البته به شرط اینکه صف خیلی طولانی نباشه.چون همه مثل شما دیده خلاقانه ندارن و حوصلشون زود سر میره!

  3. 10/04/2010 در 23:17

    شدیدا! به اون ریتم سابقاً دقت کرده بودم و خیلی هم حال نموده بودیم .
    حرکت کمراشون منو کشته:D
    در زمینه ی طراحای که خوب تو این مملکت به شما اجازه نمیدن معمولاً اما خوب خواستید طرحتون رو با من در میون بگذارید،خودم رو به زور از کشور خارج می کنم اونجا می سازمش
    :))

    • 10/06/2010 در 00:09

      مرسی، قبل از حضور جیرجیرکها تصمیم به رفتن داریم و مشکلات احتمالی اینجا به زودی حل می شه!

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: