خانه > میوه ممنوعه, با تو, دنیای دونفره > در گوشی های من و تو (2)

در گوشی های من و تو (2)

10/02/2010

نمی دانم حوا بود یا شیطان که آدم را وسوسه کرد، اما این را خوب می دانم که من تو را وسوسه نکردم! تو عاشق شدی که هستیم، و معشوق ماندن نه کار ِ ساده ای بود و نه لذتی داشت، همچون شاهزاده بانویی روی تخت سلطنت عشق نشستن و فرمان دادن لذتی نداشت!

از آن همه جلال و شکوه قدم در راهی نهادم که جای قدم های تو بود، و عشقی را تجربه کردم که تو فریادش زده بودی… جاده ی یک طرفه طراوتی نداشت، آمدم تا لذت با هم بودنمان دو چندان شود، آمدم که تا به ابد شرم ِ این میوه ی ممنوعه را به دوش نکشی… آمدم تا بمانم… دلیلی برای رفتن نیست؛ زندگی هیاهوی بی اساسی را نجوا می کند… اطمینان را به قلبت هدیه کن، لذتی که در این همراهی دارم در آن پادشاهی نبود…

پ.ن: کمی خسته ام… همین!

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: