خانه > روزانه های من, زمزمه های تنهایی > دلم یه گوشه ی دنج می خواد

دلم یه گوشه ی دنج می خواد

آخ که الان فقط یه چی رو می خوام! که نمیشه که نمیشه! دلم بدجور زیرزمین ِ خونه قدیمی مون رو هوس کرده، برم بین اون همه خرت و پرت قایم بشم و هیچکی حواسش بهم نباشه. برم  بازی کنم و هر نقشی که دوست دارم بشم، برم و غرق بشم توی دنیایی که آینده است، نه مثل الان که توی آینده ای غرق شدم که دنیای من نیست. گاهی وقتها یه چیزهایی آدم دلش می خواد که هیچکی با هیچ توانایی مالی و جانی نمی تونه برات فراهم کنه. خونه ای که خراب شده و چندین تا مغازه تو در تو شده، اقاقیایی که قطع شده و سوخته، کودکی که گم شده لابه لای سال های زندگیم… امروز جایی نمی رم، توی اتاقم می مونم و حس می کنم توی زیرزمین قایم شدم، مثل همه ی شبایی که زیر پتوم کز می کنم و هیچی مثل اون فضای تاریک و گرم و نفس های تیکه تیکه پناه خستگی هام نمی شه… آخ که چقدر دلم یه گوشه ی دنج می خواد قایم بشم …

...

Advertisements
  1. ترانه
    09/18/2010 در 09:19

    چه عجیب! منم خیلی وقتها دلم میخواد جایی باشم که هیچکس ندونه کجام!چه حالی میده!دلم میخواد به مفهوم واقعی کلمه گم شم :)
    خوشحالم که اینقدر عمیق با نوشته هات ارتباط برقرار میکنم.
    بنویس و سریع آپ کن که منتظرم.قلمت پرتوان و روحت پر انرژی.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: